سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

141

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

/ زلزلن / لرزيدند زنان غائب در زمان گذشته / زلزلت / لرزيدى تو يك مرد حاضر در زمان گذشته مذكر حاضر / زلزلتما / لرزيديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته / زلزلتم / لرزيديد شما مردان حاضر در زمان گذشته / زلزلت / لرزيدى تو يك زن حاضر در زمان گذشته / زلزلتم / لرزيديد شما مردان حاضر در زمان گذشته / زلزلت / لرزيدى تو يك زن حاضر در زمان گذشته مؤنث حاضر / زلزلتما / لرزيديد شما دو زن حاضر در زمان گذشته / زلزلتنّ / لرزيديد شما زنان حاضر در زمان گذشته متكلم وحده / زلزلت / لرزيدم من در زمان گذشته متكلم مع الغير / زلزلنا / لرزيديم ما در زمان گذشته صرف فعل مضارع از باب فعلل / يزلزل / ميلرزد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مذكر غائب / يزلزلان / ميلرزند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده / يزلزلون / ميلرزند مردان غائب در زمان حال يا آينده / تزلزل / ميلرزد يك زن غائب در زمان حال يا آينده مؤنث غائب / تزلزلان / ميلرزند دو زن غائب در زمان حال يا آينده / يزلزلن / ميلرزند زنان غائب در زمان حال يا آينده / تزلزل / ميلرزى تو يك مرد حاضر در زمان حال يا آينده مذكر حاضر / تزلزلان / ميلرزيد شما دو مرد حاضر در زمان حال يا آينده / تزلزلون / ميلرزيد شما مردان حاضر در زمان حال يا آينده / تزلزلين / ميلرزى تو يك زن حاضر در زمان حال يا آينده مؤنث حاضر / تزلزلان / ميلرزيد شما دو زن حاضر در زمان حال يا آينده / تزلزلن / ميلرزيد شما زنان حاضر در زمان حال يا آينده